یچیز جالب امروز رفته بودم وب مینا جونم روزای روشن گفته بود فلشش سوخته

من نمیدونم چرا یدفعه زد به سرم الکی الکی به اینکه فلشش سوخته خندم گرفت (ببخش مینا جونم )

خلاصه همینجوری عین خل.ا میخندیدم ک یدفعه پسرداییم اومد در زد اومد تو اسمش حسینه

حسین :"الهام یچیز بگم قول بده نزنی؟" (حالا خوبه از من بزرگتره)

من :"بگو چی شده؟"

حسین :"الهام..."

من :"بگو دیگه مردم"

حسین :"الهام فلشت سوخت" (و در همین لحظه چون میدونست من همه چیم توفلشمه دروبستو فلنگو بست"

منم همینطوری کپ کرده بودمو عین کسایی ک تو عشقشون شکست خوردن و گریه میکنن گریم گرفتو بلند داد

زدم:

                        "حسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییین"

یعنی اگه خسین دم دیتم بود کشته بودمش الهی قربونت برم فلشم یادم میفته میخوام بمیرم

البته حسین قرار شده بخاطر اینکه سوزوندتش یکی برام بگیره یه ۸ گیگ

مخاطب خاصم پسر عموش فوت کرده خیلی حالش بده اخه پسر عموش عین داداشش بودو همسن بودن

وقتی میبینم حالش بده منم ناراحت میشم

عیدم من رفته بودم کیییییییییییییییییییییییییییش

خیلی خوش گذشت متاسفانه عکسا آپلود نمیشه ک بزارم خیلی عکسای باحالی گرفتم ک بزارم تو وب اما نمیشه

تو کیش انقده ماشین های توپی دیدم ک نگو خدایی نصف دوربین از ماشینه

اونجام از بس سوار ماشین مدل بالا شدم ک وقتی مزدا و هیوندا و کوپه میبینم نسبت بهشون بی تفاوتم

اخه اونجا زیاد سوار شدم

جالب تر از اون اینه ک فرید (دوستایی ک اون یکی وبمو دیدن میدونن) دیدمش وقتی همدیگرو دیدیم

همینجوری اون کپ کرده بود رو من منم رو اون باورمون نمیشد همدیگرو اونجا دیده باشیم

جالب ترشم این که تو یه هتل بودیم

تو دانشگاه موقع درس دادن استادا و امتحان ها اینطوریه :

موقع درس دادن :"علی ۵ تا سیب داره دوتا برداره چندتا میمونه؟"

 

موقع امتحان :"علی دوتا سیب تو دستش داره ۱۰ دقیقه مونده تا اتوبوس بیاد اونو ببره وزن خورشید رو

حساب کنید"

یعنیا خدایی سوالو حال میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یعنیا هنوز ک هنوز ملت درباره اکادمی میحرفن !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی خدایی خیلی واسه ندا ناراحت شدم الهی بمیرم براش فکر میکردم حداقل دوم شه نه سوم

از اون یارو پسره مجیدم متنفرم من نمیدونم چجوری با اون صدای مزخرفش دوم شد اما مطمعن بودم ارمیا

اول میشه (به دلایلی ک خودتون میدونید)

حالا من از هرکسی ک میپرسیدم کدوم بهتره میگفت ارمیا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ولی ندا لهجه داشت و بخاطر اینکه اهنگ هایی ک میخوند با سلیقه هرکسی جور در نمیومد سوم شد

لحظه ای ک ندا داشت حرف میزد منم گریم گرفته بود فرض کنننننننننن

۶ تا وب دارم اما حوصله هیچکدومو ندارم نمیدونم چرااااااااااااااااااااااااااااااااا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

میخوام برم موهامو کوتاه کنم شامپویی ک چندماهه میزنم خیلی خوبه sunsilk واقعا ازش راضیم

خسته شدم از موی بلند میخوام کوتاه کنم پسرونه اما بعدش دیگه کوتاه نمیکنم

دوستم میگه کوتاه نکن اومدیو دیدیم عروس شدی خوب نیس

بهش گفتم مگه چیه عروس با موی کوتاه؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

بعدش مد میشه همه ی عروسا موهاشونو کوتاه میکنن بعد میگن ابداعگرش کی بوده؟

                                                               الهام

دیروز رسما پدرم دراومد

از ساعت ۱۱ صبح تا ۵ بعد ازظهر کلاس داشتم بعدشم از ساعت ۶ تا ۸ شب کلاس زبان ساعت ۱۰ شب

رسیدم خونه یعنیا جنازم رسید البته سرکلاسم میومدم نت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

اما چون زبان رو دوس دارم سرکلاسش فقط گوش میدم و شیطونی نمیکنم

به قیافم نگاه نکنین ک ارومه انقده دختر شیطونیم از دیوار راست میرم بالا

مامانم میگه بچه بودی به اسم خودت ک الهامه میگفتی :"سیدادا"

اخه من نمیدونم چه ربطی داره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به دختر خالم آرزو میگفتم :"سیسیو"

خلاصه اینم از بچگی ما

رفته بودیم خونه عموی مامانم زن عموی مامانم فال تاروت بلده برام فال گرفت اینا چیزایی بود ک گفت:

یه سندیو قراره امضا کنی(امیدوارم ماشین یا خونه باشه) ، یه ازدواج افتاده (یا ابوالفضل امیدوارم ازدواج من

نباشه گفت ک یه ازدواجه میتونه مال خودت باشه یا کس دیگه) ، ولخرجی ، به زودی با رخ دادن یه اتفاقی

تمام مشکلاتت حل میشه ، یه اتفاقیم قراره بیفته برات ک بهتره خودتو بکشی کنار ازون موضوع ،

فال بعدی نیتی بود قبلیه نیت نمیخواست نیت کردم برا درسم و آیندم اول :

گفت آیندت خیلی درخشانه به خوشبختی میرسی

دومیو نیت کردم برا مخاطب خاصم  :

گفت نمیدونم نیتت چی بوده اما توش موفقیت میبینم و چیزیو امضا میکنی (هورا معلومه دارم چیو امضا

میکنم ) به اون هدفی ک میخوای میرسی

یعنیا داشتم بال در می اوردم ناخداگاه خنده رو لبام بود زن عموی مامانم گفت :وا چرا میخندی؟"

منم دیگه خودمو جمع و جور کردم

امروز خوشحال و شنگولم نمیدونم چرا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

به تازگی فرید هی داره بهم اس میده نمیدونم چرا !!!!!!!!!!!!!

اما من اهمیتی نمیدم روزانه کلی اسای عاشقانه میفرسته عجیبه !!!!!!!!!!!!!!!!!

لحظه عید به یاد دوستای این وبم بودم . دوستون دالم شدییییییییییییییییییییییید